خرید بک لینک

دونستن اینکه نوتلا با روغن پالم درست میشه دردی از دردای

دنیا دوا نمیکنه

میکنه؟

آواربرداری میکنه؟...

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

یه عده م هستن تو این مملکت، که تو دانشگاها فعالیت میکنن، خیلی زحمت میکشن، قرون قرون پوشون حلالشون خوشبحال اون دنیاشون زحمتاشونم به این صورته: آقای رئیس یه نامه هفته پیش در چنین روزی وارد کارتابل مدیریتش شده که ارجاع این نامه به مسئول مربوطه برای طی شدن امور مربوطه خیلی ضروریه، ولی آقای ایکس طفلکی از هفته پیش در چنین روزی تا خود امروز کلا پوشه شو باز نکرده که ببینه کی مُرده کی زنده ست. مسئول مربوطه که باید نامه دستش میرسیده هم طفلکی ارث باباش رو از همه طلب داره و طفلکی تا یکی میاد حرف بزنه سریعا پوکر فیس میشه و همینطور که در لحن صداش سوال "ارث بابای من کو" موج میزنه، میگه من پشت خطی دارم. بعد دبیرخونه ای که باید نامه تو این سیستم پیگیری بشه از طریقش، ابراز میکنه که نامه ای نیست که! نرسیده اصلا! بعد 5 دقیقه بعد که ارسال نامه از مبدا پیگیری میشه، معلوم میشه که نامه هه همون یه هفته پیش در چنین روزی ارسال شده بوده، فقط دبیرخونه طفلکی حال نداره بگرده. ... پ.ن: این دوستان همونایی ان که میشینن به اوضاع مملکت فحش میدنا! فقط من نمیدونم کی مملکتو این شکلی میکنه! خودشون مسئول پسئولی کسی نیستن

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

عنوان، اسم یه کمپینِ که شما با گرفتن شماره

*780*1#

میتونین عضوش بشین و از اتش نشانایی که واقعا لیقاتشو داشتن و دارن، حمایت کنین.

کمپین رایگانِ و پولی رو من که هیچ جاش ندیدم خواسته باشه برا پرداخت.

خلاصه که، بله، منم الان نفر دویست هفتادو خوردی هزارم این کمپینم

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

نمیدونم چرا مردم ما بلد نیستن یه مصیبت رو به بهترین نحو به آخر برسونن! چرا بلد نیستن از فرهنگ غنیشون استفاده کنن و وقتی یه جمعیت اصلا گیریم 2 نفره، داغدارن، نقد و انتقادشونُ حداقل متوجه داغدارا نکنن! چرا بلد نیستن دوزار مطالعه کنن! چرا چشاشونو میبندن هرچی به ذهنشون رسید مینویسن/میگن. چرا انقد فکر میکنن تو همه چی متخصص ان! چرا راه میفتن تو فضایی که دسترسی بهش از دسترسی به توالت خونه شون راحت تره، هرچیز درست و نادرستی که صرفا برداشتای شخصی خودشونِ و نه به چشم دیدن و نه به گوش شنیدن و نه به دل حس کردن رو راحت به زبون میارن!!! خجالت بکشین خب! خجـــــــــالت بکشین! چقدر آدم باید بمیره تا شماها بفهمین شعور به سطح تحصیلات و دانشگاهی توش درس میخونین و مقالاتی که چاپ کردین و هزار آفرینایی از معلم دبستانتون گرفتین و بوسایی که مادرتون به لپتون کرده نیست!! شعور به اینه جلو خودتونو بگیرین هر تفسیری به ذهنتون رسید رو زرپی نیاین به زبون بیارین، بنویسین یا منتشر کنین! اولش که ساختمون آتیش گرفت، همه متمدن شدین، هیچکدوم که گوشی هوشمند نداشتین، همتون با کبوتر و چاپار پیام منتقل میکردین، تو عمرتون عکس و ف

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

مگی یه مطلبی در مورد اینکه ایا وقتی از کسی ناراحت میشیم باید بذاریم طرف متوجه ناراحتیمون بشه یا نه نوشته بود که بهش گفتم درموردش حتما یه پست خواهم داشت، حالا تا زمانیکه فرصت کنم اونو بنویسم، اینو بگم که: مساله اینجاست توی یه سری روابط که لازمه ادم حد صحبت کردنش رو نگه داره، وقتی طرف مریضه و حال ندار و یه جمله که نباید رو به زبون میاره، تو میمونی باید نادیده بگیری و رد شی یا اون عزت نفس رو حفظ کنی ... پ.ن: البته که من ندید گرفتم، ولی طرف کلا به رو خودش نیاورد که جمله ای بکار بردم بد بود، ببخش!....

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

بخش مسخره ش اینجاست که فقط اینجا میشه اونی واقعا تو ذهنت میگذره رو بنویسی! مثلا اگه بری تو اینستاگرامت بنویسی میخوام واسه عید موهامو هایلایت و فر کنم، اولا خیلی مسخره به نظرشون میاد چون ۹۹/۹۹ درصدشون اصلا با این سبک نوشتن که بلاگرا بهش عادت دارن، عادت ندارن بعدشم زشته چون اقای ایکس و وای ئم میبینن و اصلا خوشایند نیست:| شد زندگی واقعا؟ شیطونه میگه کلا تکنولوژی رو ببوسم بذارم کنار . پ.ن۱: برای دخترا یه پست رمزدار انحصاری خواهم داشت اگه عملی شد پ.ن۲: سید، اون بحث تکنولوژی بود؟ دیشب یکی از صفحات اینستاگرام از اپشن لایو استفاده کرده بود، پخش زنده دعای کمیل رو از خیمه گاه پخش کرد...

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

میدونی از چی خسته ام؟

از انتطارایی که فقط شیش ماه اولش خوب بود...

میدونی از چی میترسم؟

از انتخاب راهی که نمیدونم ایرادش کجاست

...

میخواستم بنویسم و بنویسم، ولی از نوشتنم خسته م حتی

دیگه اون دفترچه قرمز با ورقای کاهی ام برام چشمک نمیزنه

...

هوف

هوف اقا

هوف

اگه کسی بفهمه هوف چقد حرف توشه...

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

اینجا چرا انقد اپشناش کمه اخه...

استوری وبلاگی:

یه پرده

یه نصفه سقف

یه بالش از زاویه بغل


متن:

کشک میخوریم و حال سر و معده مون ناخوشاینده

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

اقایون محترم خاموش و روشن وبلاگم

یه درخواست ضرب العجلی داشتم

میشه یه سری اسم از ادکلن هایی که میپسندین بهم بدین؟

و یه سری اسم هم از اقلامی که مورد پسندتونه

ممنون میشم بسیار

و سوالمم شدیدا به جوابِ سریع نیاز داره

منتظرانیم

....

پ.ن: این سوالِ من سوال یه دوست محترمیه که من جوابشو نمیدونم و میدونم شما میدونین، اگه کمک به تسریع در جواب دادناتون میکنه:دی

خانوماهم اگه پیشنهادی دارن، کلی خوشحال میشم

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

طنز تلخ اجتماعی یعنی:

قبلا برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت یکی از راهکاراش این بود که حلقه دستت کنی، الکی!

الان برای جلوگیری از مزاحمت باید حلقه ی دستتو دربیاری، حلقه واقعی!!

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 8:03

صفحه بندی